جلسه اول
* تاریخچه ی عمومی بهداشت
در عهد باستان اغلب بیماری ها را به وجود روح شیطانی بودن در بدن شخص یا خشم خدایان و حوادث طبیعی را به خشم و کینه توزی ستارگان و سیارات نسبت می دادند. همه گیری ( اپیدمی ) بیماری ها تا هزاران سال مکافات تبهکاری های بشر به حساب می آیند. بهداشت فردی نیز فقط به منظور پاک جلوه دادن در نزد خدایان رعایت می شد. و این عقیده که بیماری ناشی از عوامل طبیعی مانند آب و هوا و عوامل فیزیکی است به تدریج بوجود آمده است. چینی ها نخستین پیشگامان ایمن سازی و پیشگیری از آبله ی انسانی بودند. پزشکان چینی در 2700 سال قبل از میلاد رعایت بهداشت فردی و رژیم غذایی صحیح را توصیه می کردند و آبله کوبی را تجویز می کردند. مصریان در زمینه ی بهداشت عمومی توجه بیشتری نموده اند و آگاهی بیشتری داشتند و شهرهای آنها به گرمابه های عمومی و فاضلاب های زیرزمینی مجهز بودند. مصریان از آبله کوبی ، اهمیت پشه بند در جلوگیری از بیماری هایی که پشه ناقل آنها بود و رابطه ی موش با طاعون آگاهی داشتند. هوراس خدای سلامتی در مصر باستان است.
در یونان کتاب بقراط با عنوان هوا ، آب ، مکان رساله ای در باب پزشکی اجتماعی و بهداشت محسوب می شد. اولین تلاش سازمان یافته برای بیان رابطه ی علمی بین بیماری های انسان و محیط است. می توان گفت که بقراط نخستین اپیدمیولوژیست بود زیرا بین بیماری های اپیدمی و بومی تمیز قایل بود. درباره ی سلامتی و بیماری و رابطه ی میان انسان و محیط زیست تأکید داشت.
در ایران باستان ، زن پس از وضع حمل ، ناپاک به حساب می آمد و عقیده بر این بود که به هر چه دست بزنند ناپاک می شود و لمس جسد نیز فرد را آلوده می کند و زنی که سقط جنین می کرد ، آلوده به حساب می آمد.
در آیین زرتشت آلوده کردن آب ، خاک ، آتش و گیاه ممنوع بود.
در کاوش های باستانی وجود ( ................. ) و زه کشی آب و فاضلاب را روشن می کند که نشانگر اهمیت بهداشت در این دوره است. می توان گفت بهداشت عمومی به عالیترین حد خود رسیده بود به طوریکه گفته بود که لمس جسد موجب الودگی می شود و تطهیر مراتب خاص خود را دارد. از جمله روش های پیشگیری از آلودگی ، جمع آوری زباله ها ، نگهداری دام و طیور خارج از محل زندگی و جلوگیری از گسترش بیماری هایی که از جسد انسان و لاشه های جانوران منتقل می شد و سلامتی آنها را به خطر می انداخت. برای رسیدن به این هدف ، نیاز به تدوین مقررات و دستورالعمل هایی داشت که از مهمترین آنها دور کردن اجساد از خانه ، محیط زیست ، و اجتماع بود.
بهداشت در قرون وسطی ( اوایل قرن پنجم تا اوایل قرن پانزدهم ) : در این دوره دانشگاه جندی شاپور که در زمان ساسانیان تاسیس شده بود ( ................. ) اما فاتحان به آن آسیبی نرساندند و حتی در دوران اسلام بزرگترین ( .............. ) تدریس علوم پزشکی بود .
با رشد علوم و فنون در دوران اسلام و اهمیتی که دین برای بهداشت قایل بود دستورات اکیدی در باب خوردن و آشامیدن ، خواب و استراحت ، لباس پوشیدن و بهداشت روانی صادر می کرد یعنی ساکنان شهرهای اسلامی در دوران شکوفایی اسلام نظافت و بهداشت را رعایت می کردند.
پلات و دروموند در کتاب خود به نام جهان در قرون وسطی می نویسند : در قرون وسطی هنگامی که پاریس و لندن کثیف و آلوده بودند چهره ی شهرهای بغداد و سایر دول اسلامی پاکیزه بود.
اروپاییان به نظافت توجهی نداشتند . مسلمانان علاوه بر استحمام ، لباس های زیر خود را روزانه تمیز می کردند . شواهد تاریخی دلالت بر این دارد که به بهداشت عمومی توجه بیشتری می شده است.
بیماری های طاعون ، آبله ، سل و جذام در قرون وسطی در اروپا همه گیر شده بودند که این همه گیری از سال 542 میلادی تا 1348 میلادی ادامه داشت. در قرون وسطی کلیسا عهده دار اجرای مقررات بهداشتی بود . صومعه های بزرگ طبق وظیفه ی شرعی از مسافران پذیرایی می کردند. امکانات بهداشتی از قبیل لوله کشی آب ، مستراح های مناسب و تاسیسات همراه با تهویه بودند.
بهداشت در دوره ی رنسانس ( نوزایی علمی ) : پیشرفت های صنعتی در اواخر قرن پانزدهم و اوایل قرن شانزدهم با موفقیت های علمی بسیاری همراه بوده است .
بهداشت در قرن 20 : از پایان قرن نوزدهم به بعد دامنه ی بهداشت عمومی وسعت پیدا کرد . در اوایل قرن بیستم در کشورهای غربی اساس بهداشت عمومی بر اساس آب سالم ، محیط سالم ، مسکن مناسب و مبارزه با فحشا گذاشته شد. در اوایل این قرن در زمینه ی مراقبت های بهداشتی جامعه و رفاه مادران و کودکان و حفظ سلامتی آنها و بهداشت دانش آموزان پیشرفت های بسیاری حاصل و به افراد توجه بیشتری می شد. شناسایی عوامل خطر و گروه ها و افراد در معرض خطر ( آسیب پذیر ) از طریق غربالگری از موفقیت های حاصله در این قرن در زمینه ی بهداشت به شمار می رود.
در نهایت با تأسیس سازمان جهانی بهداشت و تدوین منشور سلامتی برای همه ، بهداشت عمومی در همه ی کشور ها دست خوش تحول گردید.
* تاریخچه ی پرستاری بهداشت جامعه
خدمات پرستاری به سه شاخه تقسیم می شوند :
1- پرستاری از بیمار بستری در بیمارستان
2- پرستاری خصوصی از بیماران در بیمارستان یا منزل
3- پرستاری سیار یا بازدید کننده
* لوگان سیر تکاملی پرستاری بهداشت عمومی را در سه دوره ی قبل از 1900 ، از 1900 تا 1960 و از 1960 به بعد تقسیم کرد .
* قبل از 1900 مراقبت از بیماران در منزل و به عهده ی کلیسا بود ، در نتیجه فعالیت ویلیام رابتون پزشک انگلیسی بهداشت همگانی شکل گرفت و ماری رابینسون اولین پرستار بازدید کننده علاوه بر مراقبت های پرستاری در منزل به اعضای خانواده روش های مراقبت های پرستاری را آموزش داد.
از سال 1900 تا 1960 برنامه های ویژه ای برای رفع نیازهای موجود در زمینه ی بهداشت نوزاد ، بهداشت مدارس ، کنترل بیماری های واگیر ، کنترل بیماری سل و بهداشت حرفه ای تدوین شد.
از سال 1960 به بعد : از مهمترین حوادث این دوران الزامی شدن دروس پرستاری بهداشت در برنامه های پرستاری بود که موجب اعتبار مدرک پرستاری گردید.
پرستاری بهداشت جامعه فعالیت های پرستاری را به طرف مراقبت های بهداشتی درمانی جامعه سوق می دهد.
با ادغام مقررات جدید در برنامه های بهداشتی درمانی سبب دست یابی به اولویت ملی در زمینه ی خدمات جامعه ی بهداشتی می شود.
جلسه ی سوم
اسمیت ( 1981 ) : معتقد است برای سلامتی می توان چهار الگو در نظر گرفت :
1- الگوی اُدیومینستیک : سلامتی به وضع عالی و ایده آلی گویند که در آن فرد به خودیابی و حد کمال می رسد و توانایی خود را از قوه به فعل درمی آورد.
2- الگوی سازگاری : سلامتی به وضعی گفته می شود که انسان به طور مؤثر قادر به انجام عمل و عکس العمل در رابطه با محیط فیزیکی و اجتماعی خود باشد . این الگو نشان می دهد که چگونه انسان می تواند خود را با محیط در حال تغییر تطبیق دهد.
3- الگوی ایفای نقش : سلامتی یعنی میزان توانایی فرد در ایفای نقش خود به طور مؤثر.
4- الگوی کلینیکی : سلامتی حالتی است فاقد نشانه های بیماری و ناتوانی قابل تشخیص در علم پزشکی .
* اسمیت بیان می کند که الگوی کلینیکی ساده ترین و الگوی ادیومینستیک جامع ترین الگوها هستند.
تعریف بهداشت فردی : مجموعه فعالیت هایی است که افراد برای حفظ سلامتی خود مؤظف به انجام آن هستند.
گوردون و آروین معتقدند بهداشت فردی را می توان از سه جنبه ی فیزیکی ، حرکتی یا تعادلی و روانی که با یکدیگر در ارتباط بوده و از یکدیگر جدا ناپذیرند مطالعه کرد.
بسیاری از اعمال و رفتار ما به طور مستقیم و غیر مستقیم بخشی از بهداشت فردی به حساب می آیند . نظافت و پاکیزه نگه داشتن بدن ، تغذیه ی مناسب و صحیح ، استفاده از لباس و مسکن مناسب ، انجام فعالیت های ورزشی سبک ، عدم استفاده از مصرف داروها یا سوء مصرف داروها و داروهای اعتیادآور ، اشتغال به فعالیت های مفید ارضاء کننده ، تفریح و خواب ، تقسیم ساعات شبانه روزی کار ، استراحت ، استفاده از واکسن ها و سایر امکانات پیشگیری و درمان بیماری از جمله ی این فعالیت ها هستند.
بهداشت فردی با میزان آگاهی ، دانش ، اعتقادات مذهبی ، جهان بینی ، قواعد و ( ........... ) اجتماعی و امکانات مالی فرد رابطه ی بسیار نزدیکی دارد.
با توجه به نکات گفته شده فرد تعیین می کند کدام عمل تندرستی او را بیشتر و بهتر حفظ می کند .
لوگان (1986) بهداشت عمومی را به شرح زیر تعریف کرد :
بهداشت عمومی دانش و فن 1- جلوگیری از بیماری ها 2- طولانی کردن عمر 3- بالا بردن سطح سلامت ، توانایی و تندرستی 4- حداکثر استفاده از نیروی جسمانی ، فکری در راه پیشرفت اجتماعی است.
همه ی اینها از راه فعالیت های متشکل جامعه برای 1- بهسازی محیط 2- جلوگیری از عفونت های واگیردار 3- آموزش افراد در مورد بهداشت فردی 4- ارائه ی خدمات پزشکی و پرستاری برای تشخیص فوری و اقدام برای جلوگیری از بیماری ها 5- توسعه ی سیستم اجتماعی یعنی هرکس از امکانات لازم برای زندگی ای که ضامن بقا و سلامت اوست برخوردار شود ، بدست می آیند.
در پایان می توان گفت وظیفه ی بهداشت عمومی ، بالا بردن سطح سلامت مردم از طریق تلاش های هماهنگ افراد و گروه هایی که جامعه را تشکیل می دهند ، است.
از دیدگاه ماهلر تعریف مفید از سلامتی باید شامل دو بعد کلیدی باشد : 1- تعادل در سلامتی 2- توان سلامتی.
پندر تعریفی از سلامتی که هر دو بعد را در بر می گیرد ارائه می دهد : سلامتی به فعلیت رساندن توانایی های ارثی و اکتسابی انسان از راه رفتار هدفمند ، صیانت نفس ، ارتباط موفق با دیگران و در عین حال سازگاری کافی برای حفظ تمامیت ساختار و هماهنگی با محیط است.
مفهوم بیماری
از نظر لغوی ناراحتی در مقابل راحتی است.
واژه های بیماری ( disease ) ، ناخوشی ( illness ) و کسالت ( sickness ) مترادفند.
دوگاس (1983) می گوید : بیماری هر گونه اختلالی است که باعث تزلزل در اعمال حیاتی بدن و نامتعادل شدن روان و روابط اجتماعی مشخص ، می شود .
نیومن(1983) : بیماری مجموعه ای از علائم و آثار است که در اثر عدم رفع نیازها باعث افت سلامت فرد می شود . به عبارت دیگر بیماری پدیده ای است ناشی از ناتوانی ارگانیسم در ارائه ی پاسخ همسان به محیط ، یعنی هر گونه حالتی که سلامتی انسان را به مخاطره اندازد.
دوگاس طیف سلامتی را از اوج سلامت تا مرگ درجه بندی کرد : ( اوج سلامت ــــــــــ سطح مطلوب بهداشت ــــــــــ بهداشت مناسب ــــــــــ بهداشت عمومی ــــــــــ فقر بهداشت ــــــــــ فقر شدید بهداشت ــــــــــ مرگ )
نظریه ی طیف سلامت مؤید آن است که سلامت یک فرد ایستا نیست بلکه فرایندی است پویا و در حال دگرگونی دائم که تغییرات نامحسوس داشته یعنی احتمال دارد فرد امروز در بهترین حالت سلامتی باشد و فردا سلامتی او کاهش یابد.
بنابراین هر کس در طول زندگی از درجات مختلف سلامتی برخوردار است.
پارک و پارک ( 1991 ) طیف سلامتی را به شکل زیر ترسیم کردند : ( سلامتی کامل ــــــــــ سلامتی خوب ــــــــــ بیمار نبودن ــــــــــ بیماری ناشناخته ــــــــــ بیماری متوسط ــــــــــ بیماری شدید ــــــــــ مرگ )
در طیف سلامتی هدف هدایت افراد از سوی عدم سلامتی به سوی سلامتی است .
فوریت های بهداشت جامعه با ارتقا سطح سلامت اجتماعی ، فردی و محیطی افراد ، آنها را به سمت مثبت طیف سوق می دهد ، یعنی کاری که از طریق ارتقا سطح سلامت و حفظ سلامت مؤثر است
حسن آبادی ( 1372 ) فرم دیگری از طیف سلامت یا بیماری را ارائه داد :
در این طیف افراد بهنجار طبقه ای از مردمند که تظاهرات غیر طبیعی ندارند یعنی فاقد علائم بیماری و آسیب شناسانه هستند. بهنجار مترادف با سلامتی است.
( بهنجار ــــــــــ غیر قابل تشخیص ــــــــــ قابل تشخیص ــــــــــ نابهنجار )
نابهنجار طبقه ای از افرادند که علائم بیماری و آسیب شناسانه دارند و مترادف با بیماری است.
مفهوم پرستاری بهداشت جامعه
یکی از رشته های تخصصی پرستاری است که بر ترکیبی از مهارت ها ، دانش ها و کلیه ی تخصص های پرستاری و علوم بهداشتی بنا نهاده شده است.
سازمان جهانی بهداشت پرستاری بهداشت جامعه را مجموعه ای از علوم پزشکی ، روانشناسی و علوم اجتماعی با فنون لازم می داند که مهارت های پرستاری ، بهداشت عمومی و خدمات اجتماعی را به هم پیوند می دهد یعنی بخشی از برنامه های کلیه ی بهداشت عمومی است جهت توسعه ی بهداشت ، ارتقا شرایط فیزیکی ، اجتماعی ، نوتوانی و پیشگیری ازبیماری ها .
انجمن پرستاران آمریکا : پرستاری بهداشت جامعه عبارتست از تشخیص و درمان عکس العمل انسان نسبت به مسائل واقعی و احتمالی . مسائل بهداشتی که مورد توجه پرستاران بوده هم واقعی است و هم احتمالی.
پرستاران بهداشت از استراتژی های مختلف جهت پیشگیری مسائل عادی ( روش های پیشگیری از حوادث دوران کودکی ) ، اعتلای سلامت ( آموزش روش های مقابله با تنش ) و رفع مسائل بهداشتی واقعی ( مانند درمان بیماری های مقاربتی ) استفاده می کنند.
فلش من پرستاری بهداشت جامعه را یک فن آموختنی می داند که هدف نهایی ان مشارکت و همکاری با دیگران برای توسعه و پیشرفت سطح مطلوب فعالیت های بهداشتی مددجویان از طریق آموزش و مراقبت ، است.
جلسه چهارم
Primary health care (مراقبت های بهداشت اولیه )
مراقبت های بهداشت اولیه مراقبت های اساسی است که به طور گسترده در اختیار مردم قرار می گیرد و توسط مردم پذیرفته می شود و با مشارکت آنها و هزینه ای که کشور و جامعه از عهده ی آن برمی آیند ، ارائه می گردد.
در ماده ی 6 اعلامیه آلماآتا آمده است که خدمات بهداشتی اولیه مراقبت های اساسی است که کلیه ی افراد و خانواده ها از طریق مشارکت کامل خویش به آن دسترسی می یابد. خدمات بهداشتی اولیه نخستین جریان خدمات بهداشتی است که به طور دائم استمرار دارد.
مفهوم دسترسی
جمعیت هدف باید امکان دریافت خدمات مورد نیاز را بدون تحمل زحمت فراوان داشته باشد . این خدمات از نظر دریافت کنندگان یعنی مردم بایستی قابل قبول و با فرهنگ و اعتقادات مردم سازش داشته باشد و ازلحاظ مالی قابل تحمل باشد.
انواع دسترسی
· دسترسی جغرافیایی
· دسترسی تکنولوژی
· دسترسی اقتصادی
· دسترسی زمانی
دسترسی جغرافیایی
برای رسیدن به خدمات بهداشتی موانع جغرافیایی وجود نداشته باشد و در مدت زمان مشخص و معقول خدمات ارائه شود ( در حد 5 کیلومتر ، یا یک ساعت پیاده روی )
دسترسی تکنولوژی
روش ها و ابزار از نظر علمی معتبر بوده و از نظر کاربرد برای کارکنان و مردم قابل قبول باشد . همچنین از نظر تأمین و نگهداری برای جامعه به صرفه باشد و به آن تکنولوژی مناسب گویند.
دسترسی اقتصادی
خدمات باید به بهایی تمام شود که برای فرد ، خانواده و جامعه قابل پرداخت باشد.
دسترسی زمانی
بایستی فاصله ی محل خدمت دهی و تعداد نیروی انسانی متناسب با نیاز مردم باشد تا وقت مردم در این راه تلف نشود.
با توجه به تعریف ارائه شده در آلماآتا چهاروجه اصلی برای خدمات بهداشت اولیه به شرح زیر است :
· بعد فلسفی : یعنی تندرستی حق مسلم انسان است جهت دست یابی به سطوح کاملتر بهداشت ، مشارکت بیشتر افراد ، خانواده ها و جوامع در محیطی مملو از اعتماد به نفس و همکاری لازم است . خدمات بهداشتی ، منابع اقتصادی ــ اجتماعی باید به طور عادلانه بین مردم توزیع شود یعنی بهداشت بخش تفکیک ناپذیری از کل سیستم توسعه ی اقتصادی ــ اجتماعی کشور است.
· بعد استراتژیک : یعنی مردم در برنامه ریزی ، اجرا و ارزشیابی مشارکت داشته باشند . بر حسب نیاز در خدمات بهداشتی درمانی لازم است تغییرات صورت گیرد. گسترش آموزش بهداشت به منظور شناخت مسئولیت های فرد و جامعه در حفظ و ارتقای بهداشت و ایجاد هماهنگی بین بخشی در پشتیبانی از بهداشت انجام می گیرد .
· خدمات بهداشت اولیه به عنوان سطحی از خدمات بهداشتی ــ درمانی محسوب می شود ، یعنی در کل نظام خدمات بهداشتی ــ درمانی ، خدمات بهداشتی اولیه یک سطح محیطی و جدا از نظام بهداشتی نیست ،بلکه خدماتی است از سطح جامعه با اولین تماس ( خانه بهداشت ) آغاز می شود و از این طریق به سطح دوم ( مراکز بهداشتی درمانی ) و سپس به سطح سوم ( بیمارستان ها ) راه می یابد و به این ترتیب جامعیت خدمات را تحقق می بخشد.
· خدمات بهداشتی اولیه به عنوان مراقبت های اساسی ای است که می تواند از کشوری به کشور دیگر متفاوت باشد.
خدمات بهداشتی اولیه
· آموزش همگانی جامعه در زمینه ی مسائل بهداشتی
· بهبود غذا و تغذیه ی صحیح
· تأمین آب سالم کافی و بهسازی اساسی محیط
· مراقبت های بهداشتی مادران و کودکان و تنظیم خانواده
· ایمن سازی علیه بیماری های عمده عفونی ( واکسیناسیون )
· پیشگیری از بیماری های شایع و بومی و کنترل آنها
· درمان مناسب بیماری ها و صدمات ناشی از حوادث
· پیش بینی و تدارک دارو های اصلی
· بهداشت روانی
· اخیرا خدمات مقابله با حوادث و خدمات بهداشت دهان و دندان به فهرست خدمات بهداشت اولیه اضافه شده اند.
اصول مراقبت های بهداشتی اولیه
· توزیع عادلانه : دسترسی همه ی مردم به خدمات بهداشت اولیه ، در حال حاضر در اکثر کشورها ، دسترسی به خدمات برای روستاییان کمتر است . بایستی تلاش شود نابرابری برطرف شده و خدمات به خانه های مردم نزدیک شود.
· مشارکت جامعه : امروزه دولت ها این آگاهی را دارند که بدون مداخله ی جامعه محلی نمی توانند به طور جامع به PHC دست یابند ، یعنی PHC بر اصل مشارکت جامعه بنا می شود.
· مشارکت مردم : بهداشت پدیده ای است که انگیزه ی لازم را در فرد ایجاد می کند و از سوی خود مردم و درون جامعه صادر می شود و بایستی مقبولیت و قابلیت نفوذ لازم در جامعه را داشته باشد . PHC حداکثر خوداتکایی ، مشارکت فردی ــ اجتماعی در برنامه ریزی سازمان دهی ، به کاراندازی و کنترل مراقبت ها را می طلبد و سطح خدمات را ارتقا می دهد. برای رسیدن به هدف از طریق آموزش مناسب بایستی توانایی اجتماعات برای آموزش را بالا برد.
· هماهنگی بین بخشی : PHC علاوه بر بخش بهداشت کلیه ی بخش های مربوط به توسعه در زمینه ی کشاورزی ، دامپروری ، مواد غذایی ، آموزش ، مسکن ، تأسیسات عمومی ، ارتباطات و سایر بخش ها را در بر می گیرد یعنی به هماهنگی تمام بخش ها نیاز دارد .
· مراقبت های بهداشتی اولیه باید از طریق نظام های ارجاع و پشتیبان ، کلیه ی خدمات را به نیازمند ترین افراد برساند .
همه ی دولت ها بایستی به تنظیم خط مشی های کشور و طرح های جامع عملیاتی برای ارائه ی مراقبت های بهداشتی اولیه به عنوان بخشی از نظام بهداشتی جامعه ی کشوری بپردازند و با سایر بخش ها همکاری داشته باشد .
موانعی که باعث عدم تحقق خدمات بهداشتی اولیه می شوند :
· مسائل اساسی و ریشه ای
· محدودیت
· پایین بودن میزان اعتبارات بهداشت در بودجه ی دولت ها
· عدم درک صحیح خدمات بهداشتی اولیه در مقایسه با خدمات بیمارستانی
· ضعف تعهد سیاسی دولت ها در ارائه ی خدمات بهداشتی اولیه درتوزیع عادلانه ی آن در جامعه
· روش ارائه ی خدمات بهداشتی اولیه که شامل ضعف مدیریت نظام بهداشتی و نقص اطلاعات است .
· عدم کارایی در سطح محیطی و جامعه به دلیل تمرکز نیروی انسانی
· نارسایی تولید و تدارک داروها و سایر وسایل مورد نیاز
· پایین بودن میزان مشارکت جامعه
· عدم امکان بهره برداری از بسیاری ازمنابع و امکانات به علت عدم هماهنگی بین بخشی
· مسائل مربوط به تربیت نیروی انسانی برای PHC
· ناکافی بودن کارکنان بخش بهداشت و نسبت آن به جمعیت و توزیع ناعادلانه ی نیروهای محیطی
· الگوبرداری از کشورهای صنعتی با تکنولوژی پیچیده در آموزش نیروی انسانی در بخش پزشکی
· فقدان برنامه ریزی در آموزش نیروهای انسانی در بخش بهداشت
· ضعف و عدم ارتباط سازمان بهداشتی با سایر سازمان های آموزشی
· جذب نیروهای بهداشت در بخش درمان به علت ضعف های موجود در آموزش
· فقدان نیروهای انسانی و مربیان کارآزموده و مجرب و متون آموزش های مناسب در زمینه ی بهداشتی .
نقش پرستاران بهداشت جامعه در PHC موارد زیر را در بر می گیرد :
مراقبت های بهداشتی مداوم در سه سطح پیشگیری در خانه ، مدرسه ، مراکز بهداشتی ، کلینیک ها ، بیمارستان ها ( فعالیت در جهت توسعه ی و حفظ سلامتی ) ـــ پیشگیری سطح دوم ، مراقبت ها به منظور جلوگیری از اشاعه و گسترش بیماری ها ـــ پیشگیری سطح سوم خدمات بهداشتی بر حسب نیاز مناطق ، مراقبت های بهداشتی برای افراد در کلیه ی گروه های سنی با تفاوت های اجتماعی و فرهنگی ، تشخیص و درمان بیماری های شایع و پیشگیری از صدمات و ناتوانی ناشی از آنها در ارائه ی طرح های بهداشتی با توجه به مفاهیم مراقبت از خود.
در بهداشت تا سال 2000 ، PHC بر چند اصل استوار بود که بایستی رعایت شوند :
· کم هزینه بودن خدمات و در حد توان مردم
· توزیع عادلانه ی خدمات بهداشتی ــ درمانی
· ارائه ی خدمات پیشگیری ، درمانی ، توانبخشی و توسعه
· مشارکت مردم و جامعه
· تطابق برنامه های بهداشتی با برنامه های توسعه اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی و هماهنگ با ارزش های جامعه .